X
تبلیغات
نماشا
رایتل

اورینیان ما و شما - weandu.com - avrinian.com

دست درازی هنرپیشه جوان به دختر روزنامه نگار

ظهر روز یکشنبه، صدای جیغ کوتاهی در دفتر فیلمسازی آقای «ف. ج» پیچید. آن موقع، کارگردان شناخته شده سینمای ایران مشغول انجام امور فنی تازه ترین کارش بود و در دفتر خود حضور نداشت. نه او و نه حتی منشی اش یا هیچکس دیگر. پس صدای چه کسی بود که در فضای آپارتمان خیابان وزرا پیچید؟

چند لحظه بعد، اهالی و کارمندان این ساختمان که به دلیل همسایگی دفتر فیلمسازی، به دیدن چهره های آشنای عالم نمایش در این محل عادت دارند؛ ابتدا دخترکی وحشتزده را دیدند که پیش از ترک آنجا، سعی داشت مقنعه اش را مرتب کند. کمی بعد، شخص دیگری از دفتر خارج شد. او، کسی نبود جز «حامد. ب» هنرپیشه شناخته شده که چندین نقش دوم- سوم تا دهم را در کارنامه بازیگری اش دارد!

چه اتفاقی افتاده بود؟ جواب واضح است و روشن. آقای هنرپیشه، از فرصت به دست آمده بابت خلوت بودن دفتر استفاده کرده و قصد پلیدی در مورد دختر خبرنگاری که برای مصاحبه با او آمده بود، داشته است. البته اینجا با خوش بینی، نقش صاحب مکان یعنی جناب فیلمساز محترم را نادیده گرفته و فرض می کنیم که او از تصمیم بازیگر موردنظر خبردار نبوده. هرچند که «پی نخود سیاه فرستادن» منشی و کارکنان دفتر، جای سوال دارد و خبر از همدستی «ف. ج» مرد موسپید کرده سینما و کارشناس یک برنامه شبانه تلویزیون می دهد.

از گفته های همسایه ها پیداست که اندک زمانی پس از ورود خانم مصاحبه گر به دفتر، سروصداها بلند شده و این خبرنگار هراسان بلافاصله محل را ترک کرده است. به این ترتیب، باید گفت اقدام حامد ب هرچند با قصد قبلی صورت گرفته اما حرکتی جنون آمیز بوده، چراکه حتی به طعمه خود فرصت نفس تازه کردن و نشستن هم نداده است! خبر چنین رفتارهای از سوی این هنرپیشه تازه به دوران رسیده، از خیلی پیش ترها شنیده می شد ولی بهمن ماه گذشته زمانی بود که شنیده ها به اوج رسید و اکثر خبرنگارانی که برای گفتگو یا گرفتن خبر با این برنده جایزه جشنواره فیلم فجر تماس گرفتند، از برخورد بد و حرکات غیرعادی او گفتند. آقایان از رفتار و گفتار تند و زننده اش - که در یکی از موارد به دعوایی فیزیکی انجامیده بود- گله داشتند و خانم ها با شرم از بی شرمی های او خبر می دادند.

گفته می شود دلیل این عدم تعادل در رفتار، از غرور لجام گسیخته این بازیگر و بیشتر از آن، استعمال مواد مخدر نشات می گیرد. گویا جناب بازیگر نقش مکمل برای مواقع خاص، با مخدر کوکائین (که از تحریک کننده های قوی و گرانقیمت است) حسابی خود را «های» می کند و «شیشه» هم عمل اصلی ایشان است. به عنوان مثال، به گفته یکی از همکارانش، هنگامی که چندی پیش برای گفتگویی بلند به یک برنامه تلویزیونی معروف دعوت شد، تحت تاثیر کوکائین حرف هایی در این برنامه زد که بازتاب های بسیاری در پی داشت. او در جملاتی تند و تیز، به منتقدان سینمای دفاع مقدس تاخته و در حالی که اصلاً بحثی رخ نداده بود، بی دلیل شروع به دفاع از «بچه های جبهه» و توهین به دشمنان فرضی کرد! همکاران او نقل می کنند او که «اصلاً روحیه اش به این حرف ها (جبهه و هواداری از بسیجی ها) نمی خورد» بعداً گفته است: «آنقدر توپ بودم که دلم می خواست با یکی دعوا کنم. دنبال بهانه بودم. کاش می رفتم برنامه نود تا استودیو عادل فردوسی پور را به هم می ریختم!»

پرونده این نفس کش طلبیدن ها و رفتار خلاف اخلاق حامد ب، یکشنبه گذشته با هجوم به خانمی روزنامه نگار (که از ترس آبرو تا این لحظه اقدامی در جهت ادب کردن او انجام نداده)، تکمیل شد و معلوم نیست لگدپرانی های این جوان تا کی ادامه خواهد داشت. سینمای سیاه مست ایران که برجسته ترین آثارش چیزهایی مثل «کما» و «شارلاتان» است، به چنین شبه هنرمندان لمپن و فاسدی نیاز مبرم دارد؛ کسانی که خیال می شد دوره آرتیست بازی هایشان گذشته و دیگر شاهد حضور چنین «کلاه مخملی نماها»یی در عرصه هنر ایران نخواهیم بود. این ها راندن در جاده های تباهی را خوب فوت آبند! آیا بهتر نیست دوستان ارشادی به جای محدود کردن رسانه ها (که افشای این دست ماجراها را وظیفه دارند)، توقیف کتاب ها و فیلم ها، به چنین مواردی رسیدگی کنند؟

منبع : سایت خبرنگاران صلح

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)